دوستان عزیز سلام.

برخی از اوقات اتفاقاتی ناخواسته در مسیر زندگی ما بوجود می آید که هر چه به آن  فکر می کنیم متوجه نمی شویم که چرا برای ما چنین اتفاقی افتاده است!!!!

با خود می گوییم، من که بر طبق قانون عمل کردم، من که فرکانس مثبت از خودم ارسال می کنم، من که تلاش می کنم در هر لحظه احساسم را خوب نگه دارم و در همه شرایط هم موفق هستم. پس چرا چنین اتفاقی برایم رخ داد؟؟؟ نکند یک جای کار را اشتباه کردم؟؟؟ نکند این ها جزء شرایطی است که کنترل آن در دست من نیست!!!اما پاسخ هیچ کدام از این موارد نیست.

استیو جابز در یک سخنرانی تعریف می کرد که نقاطی در گذشته من وجود داشت که بعد از سال ها به آینده من وصل شد، ولی در گذشته هیچگاه متوجه نشدم این نقاط به چه درد من می خورد. او سالها پیش در دوران دانشگاه به خوشنویسی علاقه داشت و می توانست فونت های زیبا بنویسد. سالها گذشت و او کامپیوتر مکینتاش را اختراع کرد و در طراحی فونت های آن بخاطر مهارت در خوشنویسی سرآمد شد. چون تا آن موقع همه کامپیوتر ها از یک فونت مشخص استفاده می کردند.

این اتفاقات زندگی امروزه ما خواه مثبت، خواه به ظاهر منفی، که ما از اتفاق افتادنشان سر در نمی آوریم قطعا قرار است در آینده به ما چیزی اضافه کنند. برخی از اتفاقات ناخواسته اکنون ما، درس هایی را برایمان در پی دارد که شاید درآینده وجود آن اتفاقات را به خداوند هزازان بار شاکر باشیم.

پس بهتر است از همین امروز این تشکر را از خداوند برای تمامی اتفاقات زندگیمان انجام دهیم و آن را به فردا حواله نکنیم.

میلاد صمیمی

اسفند96

0 دیدگاه ها
Inline Feedbacks
View all comments