توکل به خدا یعنی چه و چرا خداوند بسیار به صبر اشاره کرده است؟

روزی ابراهیمی را دیدم که
هاجر و سلیمانی داشت
اما پیشنهاد خدا برای ابراهیم این بود
آن ها را در بیابان رها کن و برو
و به سمت ساره باز گردد
ابراهیم ، می دانست
پیشنهاد خدا
هر چه قدر هم که برایش سخت به نظر برسد
باعث می شود
هاجر و اسماعیل رشد کنند
می دانست سیمرغ سعادت
بر شانه ی هاجر خواهد نشست
و اسماعیل هم ، از چشمه ی الهی سیراب خواهد شد
اگر چه ابراهیم نمی دانست قرار است
چشمه ی آبی بجوشد
یا سیمرغ سعادت بر شانه ی هاجر بنشیند
اما به پیشنهاد خدا ایمان کامل داشت
اما فرق است
بین زلیخا شدن
و زن و فرزند را به هوای نفس رها کردن
و یا ابراهیم شدن
و زن و فرزند را با توکل و صبر رها کردن
ابراهیمی را که من دیدم می گفت
واقعا سخت است لحظاتی که
باید به پیشنهاد خدا گوش کنی
و چنین عمل کنی
شاید روزها گریه کنی
تا وابستگی هایت قطع شود
شاید روزها به یادش بیفتی
اما نباید. به عقب برگردی
شاید روزها دلواپس شوی
اما باید محکم بایستی
و  بدانی پیشنهاد خدا
بی دلیل نیست
حتما قرار است
اسماعیل و هاجر به نعمت رسند
کاش می شد از هوای نفس رها شویم
تا زندگیمان به نور خدا روشن شود
کاش می شد آن قدر محکم باشیم
تا چشمه زمزم در زندگیمان جاری شود
چشم دلتان را باز کنید
ابراهیم هم انسان بود
ایشان هم زن و فرزندشان را
بسیار دوست داشتند
قطعا برای ابراهیم هم سخت بود
اما ایشان دست خدا را خوانده بودند
و می دانستند ، همه چیز در آخر
به نفعشان تمام می شود
پس دلسوزی نکردند
مهم این است که
ابراهیم وار عمل کنیم
زلیخا شدن که خیلی آسان است
اما ابراهیم شدن مشکل است
ادعا نکنیم
که ادعا عواقب خوبی ندارد
ایمان داشته باشیم اگر توکل کنیم
اگر صبر داشته باشیم
ثمره اش این است که
بیابان زندگی شما
آباد می شود
و خدا از جایی که امید ندارید
به شما روزی می رساند
امام حسین هم دست خدا را خوانده بود
حضرت زینب. هم دست خدا را خوانده بودند
آن ها می دانستند که این دنیا پایدار نیست
نهایت سی سال دیگر هم عمر می کردند
اما دست از هدفشان بر نداشتند
و دین خدا را معرفی کردند حتی تا پای جانشان
ما زندگی دنیا را خیلی طولانی می بینیم
به عمر خود نگاه کنید
چه قدر سریع گذشت
ما بقی هم ، چنین می گذرد
پس خوب زندگی کنیم
با توکل
با صبر
زندگی شیرین می شود
زینب (س) این شهر را چشیده بود
او زندگی را زیبا می دید
فقط توکل کرده بود
او سختی ها را احساس نمی کرد
چون همان خدایی که
اسماعیل و هاجر را
در بیابان کفایت  کرد
همان خدا نیز آنان را حمایت فرمود
ملکه ی صبر داد
خوشبین بودند به خدا
ما چنین الگوهایی  داریم
در خدا شاد و پیروز باشید
0 دیدگاه ها
Inline Feedbacks
View all comments